ای کاش تمامی اشتباه ها قابل جبران بودند
می خواهم ومی جویم ولی نمی یابم اما میدانم هست حتی اگرناتوان باشم من
آدم اين روزهايش را چهطور مينويسد؟ يعني که تنها هستم و خبري نيست و غصه ميخورم و سراغ از کسي نميگيرم و سراغي از من نميگيرد کسي. سن و سال بدي است. دوستهاي قديمي هر کدام پي زندگيشان هستند و از وقت ِ دوست پيدا کردن گذشته. هرچهقدر هم خودت را بخواهي قاطي اين و آن بکني، تهاش ميبيني نه جفتشان هستي، نه ميارزد که تغيير کني ديگر. اين است که آرام آرام لابهلاي روزمرگيها تهنشين ميشوي و ميبيني شدهاي از همان آدمها که يک وقت ميگفتي محال است بشوم عينشان. پيله ميکشي و پروانه نميشوي. که پروانه شدن به اميد پرواز است تمامش.
نوشته شده در Thu 15 Jan 2009ساعت
6:23 PM توسط ایکا| |
| Design By : Night Skin |


